محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2214

مرآة البلدان ( فارسى )

پادشاهى شد . رأى صواب‌نماى پادشاهى تعلق‌پذير گرديد كه در اين منزل ارم مماثل عمارتى ساخته آيد كه راهروان را از تاب آفتاب پناه و از رنج راه آرامگاه باشد و وقف صحيح شرعى نمودند اين عمارت دلگشا را به سركار فيض آثار حضرت صاحب الامر صلوات الله عليه و على آبائه الطاهرين فى سنة هزار و دويست و هفده . ماده تاريخ منظوم مرحوم ميرزا صادق وقايع‌نگار مروى متخلص به هما خسرو انجم حشم فتحعلى شه آن كه هست * آسمان او را مطيع و روزگار او را ذليل آن شهنشاهى كه در نظم جهاندارى نديد * چشم گردونش نظير و ديدهء عقلش عديل دولت از عدل است باقى منت ايزد را كه هست * بر بقاى دولت او عدل او محكم دليل شاكى از قسمت نيابى هيچكس را تا به دهر * همت او رزق مخلوقات را آمد كفيل چون به عزم ماوراء النهر شد از رى سوار * پادشاهى دل قوى از يارى رب جليل كرد منزل اندرين فرخنده جاى باصفا * شد ز فيض مقدمش اين چشمه رشك سلسبيل گشت برپا در نكو وقتى و زيبا ساعتى * از همايون حكمش اين دلكش بناى بىبديل دور نه از خجلت اين دلگشا منزل كشد * اين منقش قصر زنگارى اگر بر چهره نيل جست اتمام و رقم زد بهر تاريخش هما * « اين بنا قصر جنان وين چشمه آب سلسبيل » تاريخ بناى مسجد را نيز بدين‌گونه به رشتهء نظم درآورد : شه فرخ‌لقا فتحعلى شاه آن‌كه مىباشد * قضا امر و قدر نهى و سپهر اورنگ و فرافسر شهنشاهى كه مىسايند شاهان جهان هر دم * به راه موكب او رو ، به خاك درگه او سر